تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


اینطوری بودم که دستاش چه حس خوبی به آدم میده...چه قدر زیبا ان..چه قدر قشنگن..

+من خوردم به تو
به گرمای دستات...
آسو نویس ۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۴۱ ۲ ۰ ۱۱۳

نظرات (۲)

  • Neg
    دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۴۹
    شوخی زشتی بود کارِت.
    🚶
    • author avatar
      آسو نویس
      ۱۲ ارديبهشت ۹۶، ۱۴:۴۷
      خودم با دست وارد کردم همشو ها =)))
  • ع. ا.
    سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۰۲:۲۱
    بعد هی بگو مسخره بازیه. من که میدونم :- عینک به چشم
    • author avatar
      آسو نویس
      ۱۹ ارديبهشت ۹۶، ۱۸:۵۵
      میام تله میگم بهت=)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان