تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


 

حدودا یک سال و اندی پیش در صفحه اینستاگرامم پستی را منتشر کرده بودم مبنی بر اینکه "ف" شخص متعادلی است و در هر موقعیتی آرام و متعادل پیش می رود،درست برعکسِ من که در همه چیز فوری تصمیم می گیرم و خی لی زود هیجانات و عصبانیت هایم را بروز می دهم. البته آخرِ آن متن نوشته بودم که طبق علاقه ام به مکتب تعادل در چند سال اخیر آرام تر شده ام...و دروغ گفته بودم...اصلا این گونه نبود من تا همین سال پیش چیزی درباره تعادل و عجله نمی دانستم...هیچ وقت فکر نمی کردم شخصیت برایم تا این حد مهم شود،  من تازه بعد از انتشار آن متن به این فکر افتادم که پیروی از مکتب تعادل و آهسته و آرام بودن اتفاق قشنگ و خوبی است و تازه شروع به تلاش کردم برای شکل گیری این شخصیت جذاب که هیچ چیزش قابل پیش بینی نیست.

تا امسال که اتفاقات گوناگونی برایِ من افتاد و خودم را مدام در معرض اتفاقات و موقعیت های گوناگون قرار دادم دیگر فراموش کرده بودم مکتبی هست که من ناخودآگاه در حال پیروی از آن هستم و خودم را با این شخصیت جلو می برم...تا این که چشمم به این مطلب افتاد و باعث شد که ایمان بیاورم به گذرِ زمان و این که هر اتفاقی ممکن است.ممکن است چیزی بخواهیم که شرایط اصلا سازگاری نکند اما این آهسته و پیوسته بودن می تواند شما را جلو ببرد...حتا اگر نخواهید و نتوانید..

علاقه اتفاقِ مهمی است و صبر و صبر و صبر...این که نترسیم روحیه جسارت را در خودمان تقویت کنیم و آرامشمان را حفظ کنیم..این که سعی کنیم در هر موقعیت تصمیم درستی بگیریم تا کم کم شخصیت درستی را که برایمان ایده آل است پیش ببریم.

من آدم کارهای سخت و روزهایِ طولانی نبوده ام و نیستم و در دعاها و دغدغه هایم این را لحاظ کرده ام که دلم می خواهد انسان های خوب سر راهم قرار بگیرند و بشوند نقطه عطف های زندگی ام.باید نشانه ها را دریافت کرد و همه اش را به هم وصل کرد تا اتفاقی رخ دهد....خدا به ما کمک میکند و نشانه هایش را برایِ ما می فرستد.

تا روزی که به خود می آیید می بینید شده اید همان آدم ایده آلی که تا همین یک سال و اندی پیش با آن فاصله داشته اید...فقط باید معتقد بود که هر اتفاق مهمی زمانِ خودش را می برد اما در نهایت می توان بر اتفاق افتادنش  مطمئن بود...

 

پ.ن : باید بیام از روش هایی بگم که تو این یک سال پیش گرفتم

پ.ن :شرح عکس : انگار منم وقتی افکار چروکیده ام رو اتو می کنم

آسو نویس ۰۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۳۲ ۰ ۰ ۳۷

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان