تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


صبحا غزاله بغلم می‌کنه و بوسم می‌کنه، کیمیا قربون‌صدقم می‌ره و بهم حق می‌ده وسط کلاس بغض کنم، سوگل می‌گه اگه بخوام می‌تونه به حرفام گوش کنه، لیلی حواسش به جزوه‌ها و درسای عقب‌مونده‌م هست، سحر هرچند دقیقه یه‌بار بهم لبخند می‌زنه..خدایا شکرت بابتِ بودنشون.

+صدای جابری می‌پیچه تو گوشم اون وقتی که فریاد می‌زنه، می‌دونم کنکور احمقانه است اما برای دو چیز،استقلال اقتصادی و شان اجتماعی باید درس بخونید، فلش‌کارتاشو می‌ذارم جلوم و هزاربار تکرار می‌کنم.

appreciation  درک قدر یا بهای چیزی

appreciation  درک قدر یا بهای چیزی

appreciation  درک قدر یا بهای چیزی

...                              ...

آسو نویس ۰۵ مهر ۹۷ ، ۲۱:۲۶ ۱ ۳ ۷۴

نظرات (۱)

  • Neg
    پنجشنبه ۵ مهر ۹۷ , ۲۳:۱۵
    دلم می‌خواد ببینمت و بغلت کنم...
    قدر این روزات رو بدون، دلت براشون تنگ می‌شه.
    اولین جمله‌ت... نمی‌دونی چه‌قدر لازمش دارم از طرف کسی که دوستم داره.... قدر این روزات رو بدون.....
    • author avatar
      آسو نویس
      ۶ مهر ۹۷، ۱۷:۰۴
      واقعا اشک و آه.
      کاش انقدر احساس غریبگی نکنم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان