تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


گفته اند باید نوشت..برای تمام دردهایی که درمان ندارند..برای غمی که آرام آرام می آید و در جانمان رخنه می کند..غم گذرِ زمان..حسی شبیه ورق زدن آلبوم های قدیمی با عکس های سیاه و سفید..با چهره هایی که به مرور چروکیده تر از قبل می شوند و لبخندهایی که برایمان تازگی دارند..آن جا که حس میکنی چه قدر تغییر کرده ای و چه قدر تغییر کرده اند..دیگر تاب نمی آوری و میان مرور خاطراتت اشک میریزی...زمانی که خاطرات به یک باره به سمتت هجوم می آورند و به قول کسی خطراتِ خاطرات...

پ.ن : کاش مسکنی قوی تر از عکس ها وجود داشت
پ.ن : سلول های نوشتنم به سمت نابودی میرن..
پ.ن : هیچ وقت نتونستم باعث و بانی حذف نوشته های بلاگفا رو ببخشم :)
پ.ن : لعنت به قول هایی که عملی نمیشن
آسو نویس ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۴ ۲ ۰ ۸۸

نظرات (۲)

  • شایا قاف
    پنجشنبه ۲۵ خرداد ۹۶ , ۰۱:۵۴
    مرورشون رعب انگیزترینه :) اینکه می بینی چه قد همه چی داره عوض می شه و چه قدر دلت تنگه..
    +تو همیشه می تونی بنویسی. همه می تونن بنویسن. کافیه دلت پر باشه. اون موقعه که می بینی فقط میاد و میاد.
    خصوصا برای تو که همیشه یه عالم حرف برا گفتن داری.
  • Neg
    شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ , ۱۸:۱۸
    جناس -با بخشش حرکت "ط"- قشنگی ه اسمش.
    • author avatar
      آسو نویس
      ۲۷ خرداد ۹۶، ۱۹:۲۴
      دوسِش دارم منم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان