تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


 

دیویدم عجله دارم،میخواهم این نامه را سریع تر برایـت بنویسم خیلی سریع تا وقتی که هنوز این حس شوق درونم خفه نشده است..امروز با کمال تعجب پستچی نامه ای برایم از طرف تو آورده بود،باورش برایِ من غیر ممکن است که تو،دست به قلم شده ای.راستی چرا تا به حال نگفته بودی که قلمت پر دارد و به پرواز در می آید؟
نامه ات بویِ خودت را می داد،بویِ صبح هایِ بارانی پاییز و برگ های زرد...کمی صبر کن،یادم باشد کلکسیون برگ های زردم را به همراه نامه برایـت پست کنم و بدهم همین آقای پستچی برایـت بیاورد...آقای پستچی مهربان است و حس خوبی را به من القا می کند،او اولین کسی است که نامه تو را برایِ من آورده است و این حاوی خبرهایِ خوبی است...
همین الان آرزو کردم که ای کاش میشد حس هایمان را ضمیمه نامه هایمان کنیم تا مخاطبمان بفهمد که چقدر احساس به همراه واژه ها برایش ارسال شده است...مخصوصا نامه یِ عاشق ها...بی شک که نامه ی عاشق ها پر از احساس است...کلکسیونی از تمام حس ها.ترس،اضطراب،نگرانی،تشویش و دوست داشتن،ذوق،مهربانی،دل تنگی... بدونِ شک نامه ی عاشق ها بیشتر از اینکه واژه باشد حس است...کاش میشد حس ها را به نامه ها ضمیمه کرد.

پ.ن : زندگی تو،عاشقی تو،باتو هواتو    [دانلودانه...]

پ.ن : مجموعه داستان ها با مجموعه عکس ها،برداشتِ چهارم ...

آسو نویس ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۷ ۰ ۰ ۲۶

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان