تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
تا افق را نظاره خواهم کرد


شنیده بودم آدم هایی که با قطار سفر میکنند حرف هایِ زیادی برایِ گفتن دارند،آن هم به خاطر هم سفری با آدم هایِ مختلف است،انسان وقتی ماه ها در سفر باشد و کمِ کم تقریبن یک ساعت با یک نفر همراه باشد خیلی چیزها میفهمد و یا حتی یاد میگیرد.قرار است با قطار بروم سفر،حدود یک ماهِ دیگر می آیم اصفهان،اما تنها نیستم،با یک عالم دوستِ خوب...با قطار سفر رفتن را دوست دارم،همیشه هم تختِ بالا را برایِ خودم کش میروم و از همان اولِ سفر به گوشه اش تکیه میدهم جوری که بتوانم در را ببینم،و بعد گه گاهی از پنجره بیرون را نگاه میکنم...وقت هایی که قرار است با قطار به سفر بروم چیزهایِ خاصی را با خودم حمل میکنم...آهنگ هایِ خاصی را در گوشی نگه میدارم و حتی کتاب هایِ خاص تری را انتخاب میکنم...با قطار که سفر میکنم هنذفری فراموشم نمیشود...داستان هایِ صوتی داستان را هم نگه داشته ام برایِ شب هایِ قطار که هیچ وقت نمیخوابم و همه اش برایِ خودم ذوق میکنم...ماهِ دیگر دارم می آیم اصفهان...جدای آماده کردن لباس ها باید آهنگ ها و کتاب هایم را هم مرتب کنم و در دودِ قطار گم شوم...

آسو نویس ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۱۴ ۰ ۰ ۲۹

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هوا که آرام شد به خوشحالی هایمان فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دنیا جای عجیبی است،هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و در عین حال همه چیز قابل پیش بینی است.
مدام میدوی و میدوی و گاهی میرسی و گاهی هم نمیرسی...در بین راه زمین میخوری و بلندت میکنند...امیدوار میشوی و ناامید میشوی...پر و خالی میشوی...
با آدم هایی روبه رو میشوی...که هیچ کدامشان شبیه هم نیستند و دقیقا شبیه هم هستند،دنیا مکان عجیبی است...پر از تعادل است و تعادلی ندارد...


نویسندگان